نوشته شده توسط Administrator    چهارشنبه ، 19 اسفند 1388 ، 18:24    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
مکث برعمق استراتیژی پاکستان

 

احمد : سعیدی :

روزدوشنبه اول فبروری

 

2010 ژنرال پرویزاشفق کیانی، فرمانده ارتش پاکستان، در یک دیدار کم سابقه با خبرنگاران گفت که کشورش خواهان آن است که افغانستان تبدیل به کشوری "امن و باثبات" شود وافزود که این امرمی تواند "عمق استراتژیکی"را تضمین کند که پاکستان

ازطریق حمایت ازرژیم سابق طالبان به دنبال دست یافتن به آن بود.

ژنرال کیانی افزود که پاکستان هیچ قصدی برای کنترل افغانستان ندارد و تصریح کرد که "هیچ کس درطول تاریخ قادرنشده که

 

افغانستان را به زیر سلطه خود درآورد". فرمانده ارتش پاکستان گفت: "مامی خواهیم درافغانستان

عمق استراتژیک داشته باشیم، امااین به معنای کنترل افغانستان نیست.

اگرما یک افغانستان آرام، با ثبات و با روابطی دوستانه در کنارخود داشته باشیم، این امرخود بخودعمق استراتژیک ما راتامین می کند چرا که مرزهای غربی ما امن خواهد بود و ما ناچار نخواهیم بود که مراقب دو جبهه باشیم."

طوری که ژنرال کیانی نیز دراین سخنان خود اذعان می کند به نظرمی رسد که هدف پاکستان ازحمایت

 

ازرژیم سابق طالبان،دستیابی عمق استراتژیک درافغانستان بوده وگذشته ازآن اظهارات ژنرال کیانی نشان می دهد که سیاستمداران پاکستانی هنوزهم سیاست داشتن

عمق استراتژیک در افغانستان را دنبال می کند.

این طرزتفکرسیاستمداران پاکستانی احتمالاًمی تواند این امر راتوجیه کند که چراارتش این کشور با وجود فشارها ازسوی آمریکا ومتحدین آن، تمایلی به برخورد قاطعانه با گروههای طالبان (بویژه طالبان

 

افغانی) که ازخاک پاکستان به عنوان محلی برای انسجام و طراحی حملات خود در افغانستان استفاده می کنند، نشان نمی دهد.

به بگونه مثال

 

:طالبان که متعلق به شبکه مولوی جلال الدین حقانی ازمنطقه وزیرستان به خصوص مناطق میران شاه وانه تانگ وغیره به

عنوان پناهگاه و محلی برای سازماندهی حملات خود درافغانستان استفاده می کنند، اما پاکستان درخواستهای مکرر آمریکا را که برای گسترش عملیات جاری پاکستان درنواحی قبایلی این کشوررد می کند، تازه ترین درخواستها در این زمینه توسط رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا مطرح شد، اما ارتش پاکستان "به دلیل نداشتن منابع کافی" این درخواست را رد کرد.

در واقع به نظر کی رسد که ارتش پاکستان فقط با آن دسته از گروههای طالبان پاکستانی که بر ضد حکومت این کشور هستند دست به اقدامات نظامی زده است و طالبان افغان مستقر در نواحی مرزی پاکستان، از جمله شبکه مولوی جلالدین حقانی، هدف عملیاتهای نظامی پاکستان نبوده اند.

این درحالیست که سراج مولانا جلادین حقانی، رهبر شبکه طالبان افغانی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی الجزیره به صراحت از فعالیت وعمل کرد های خود درداخل افغانستان ابراز نظرنموده امکانات عملیات گسترده تر را نیز اظهار کرده است

 

.

رهبران مهم پاکستان به خصوص جنرالان

 

ارتش آن کشورطرف داران مولوی حقانی را "دارایی استراتژیک" خود می دانند حالا بر می گردیم به عمق استراتیژی پاکستان در مورد افغانستان در قدم اول

1

"عمق استراتژیک نظامی"

 

 

 

 

اما واقعا این "عمق استراتژیک درافغانستان" که گفته می شود سیاستمداران پاکستانی تمام سیاست های خود در قبال افغانستان و هند را براساس آن تدوین می کنند، چیست؟

بعدازخروج نیروهای شوروی، سابق غرب نه تنها افغانستان را فراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. در این سال ها عمق استراتژیک درادبیات نظامی به طورعموم به فاصله بین خط مقدم نبرد یا نواحی جنگی و مناطق اصلی غیرنظامی، مثل شهرها، مناطق متراکم از جمعیت های

 

غیرنظامی، مناطق صنعتی و غیره گفته می شود.

بنابراین، معمولا فرماندهان نظامی آسیب پذیری این فاصله استراتژیک را در مقابل حملات دشمن ارزیابی کرده و براساس آن پلانهای (برنامه های) دفاعی و عملیاتی خود را طراحی می کنند.

نکته مهم دیگری که در این برنامه ریزیها به آن توجه می شود این است که آیا یک ارتش در صورت تهاجم و پیشروی دشمن یک "عمق استراتژیک" مناسب در داخل قلمرو خود برای عقب نشینی و سپس انسجام نیرو و حمله دوباره به منظور عقب راندن دشمن را دارد یا خیر؟

از نظر نظامی، عمق استراتژیک منطقه ایست که محل مناسبی برای عقب نشینی یک ارتش و انسجام دوباره آن باشد و در عین حال در تهدید پیشروی بیشتر نیروی دشمن نباشد و این عقب نشینی از نظر زمانی بتواند فرصت کافی جهت انسجام و پلان گذاری نظامی برای ارتش فراهم کند، نمونه تاریخی این نوع عقب نشینی به یک عمق استراتژیک را میتوان در جنگ جهانی دوم درسالهای1941-42 دید،زمانی که قوای شوروی سابق در نتیجه حمله آلمانها، از پولند (لهستان) به اطراف مسکو عقب نشینی کرد و فرصت آنرا یافت که پایگاههای خود را در شرق کوههای آرال استقراردهد.

با توجه به نظریات وتحلیلها کاملاً متفاوت و بعضاً متضادی که از "عمق استراتژیک پاکستان در افغانستان" ارائه شده، به نظر نمی رسد که سیاستمداران پاکستانی بر روی یک تعریف واحد از "عمق استراتژیک" توافق داشته باشند. برخی ژنرالهای پاکستانی ظاهرا تعریف نظامی فوق را از این امردارند و گویا معتقدند که قلمروافغانستان می تواند یک عمق استراتژیک برای ارتش پاکستان در حمله هند به این کشور باشد.

آنها نگرانند که چون از نظرجغرافیایی پاکستان یک کشور باریک است، تاکتیک ارتش هند این خواهد بود که با یک حمله سریع و ضربتی پاکستان راازمیان به دو قسمت تقسیم کند. به نظر این دسته از نظامیان پاکستان در آن صورت ارتش پاکستان می تواند به داخل افغانستان عقب نشینی کند و در آنجا ضد حمله خود برای عقب راندن نیروی هند را برنامه ریزی کند.

همین امرمی تواند یکی ازدلایل علاقه پاکستان به یک حکومت "دوست" یا به عباره دیگر دست نشانده درافغانستان باشد و این انتظار که چنین حکومتی حاضر باشد در واقع بی طرفی خود در جنگی احتمالی میان هند و پاکستان را نقض کرده و اجازه استفاده از قلمرو خود را به عنوان یک "عمق استراتژیک" به ارتش پاکستان بدهد.

کامران شافی روزنامه نگار باسابقه پاکستانی، اخیرا در روزنامه "دان" پاکستان در مطلبی با عنوان "تعریف عمق استراتژیک" با نگاهی طنز آلود به انتقاد از این نظریه پرداخته و می پرسد در صورت حمله هند " آیا ارتش ما فوراًباروبنه خود را خواهد بست و به داخل افغانستان فرار خواهد کرد؟ چه مسیری را خواهد پیمود؟ از طریق کدام گذرگاههای کوهستانی به افغانستان فرار خواهد کرد؟ آیا فرقه (سپاه) پیشاور، با تانکها و عساکر(سربازان) وموترهای (خودروهای) نظامی وتوپ وتفنگ خود به طرف گذرگاه خیبر و جلال آباد حرکت خواهد کرد؟ آیا فرقه کویته و کراچی نیزازطریق گذرگاه خوجک به افغانستان فرارمی کنند؟ فرقه های نظامی لاهور و سیالکوت ومولتان وگوجرانواله وبهاولپورودیگرفرقه ها چه خواهند کرد؟ قوای هوایی پاکستان چطور؟ از همه مهمتر یکصد وهشتاد میلیون جمعیت پاکستان چه خواهد کرد؟ لطفا به ما بگویید این بزرگان ما از چه “عمق استراتژیکی” صحبت می کنند؟"

نکته دیگری که کامران شافی به آن اشاره می کند این است که "چطور افغانستان می تواند عمق استراتژیک پاکستان باشد درحالی که بیشتر افغانها از ما وعمل کرد های حکام ما به خصوص از استخبارات ما سخت متنفرند، و نه فقط تنها مردم ولایات شمالی افغانستان، بلکه حتی پشتونها در جنوب

 

"

و جنوب شرق .

گذشته ازآن،تلاش برای داشتن

 

عمق استراتژیک درافغانستان، با درنظرداشت چندپارچگی سیاسی گروهها واحزاب مختلف دراین کشوروازجمله تنشهادربلوچستان ونفوذ روبه افزایش گروههای تندرودرافغانستان، به نظرمی رسد حداقل

اولویتی حساب نشده برای حکومت پاکستان باشدکه دقیق محاسبه نشده و به یک بازنگری ضرورت دارد

 

 

2

"عمق استراتژیک" غیرنظامی

 

 

نگاه دیگری که به "عمق استراتژیک" پاکستان در افغانستان وجود دارد، به طور کلی با معنای اصلی آن درادبیات نظامی متفاوت

 

است،این را می توان نگاهی قطب گرایانه نامید چراکه براساس

این دیدگاه منظورپاکستان ازعمق استراتژیک را می توان نزدیکی پاکستان به کشورهای اسلامی مثل ایران، ترکیه و کشورهای خاورمیانه وحوزه خلیج فارس ازطریق افغانستان، و تشکیل یک قطب "اسلامی" در تقابل با هند (بخوانید هندویسم) تلقی کرد.

پاکستان اززمان جدا شدن ازهند در سال 1947 کم و بیش به دنبال ایجاد چنین قطبی بوده است و تلاش این کشور برای ایجاد روابط اقتصادی، تجاری و فرهنگی با کشورهای مسلمان خاورمیانه از جمله ایران را می توان در چنین چارچوبی تعریف کرد.

پاکستان به دلایل مختلف قادر به آن نشده که چنین قطبی را به وجود آورد و دلیل اصلی آن شاید این است که هرکدام از کشورهای اسلامی منطقه دیدگاهها و سیاستهای متفاوت و گاهي متضاد در رابطه با ایجاد یک "اتحادیه کشورهای اسلامی" دارند و در بسیاری موارد ماهیت رقابتی و منحصربه فرد روابط سیاسی و اقتصادی هرکدام ازاین کشوربا یکدیگرو با کشورهای غربی باعث می شودکه پاکستان طبیعتا نتواند ایجاد نوعی دیدگاه متحد کننده اسلامی را بین این کشورها ترغیب کند.

تا قبل از حمله شوروی سابق به افغانستان که در آن پاکستان جایگاه پلی ارتباطی میان غرب و مجاهدین افغان را یافت، تحلیلگران و سیاستمداران پاکستانی این نگرانی را داشته اند که نقش این کشوردرمعادلات سیاسی منطقه ای ناچیز و نگاه غرب به پاکستان نیز همواره ازچشم هندیها بوده و آن را به نحوی یک "ایالت یاغی" هند می دانسته اند. اما این محاسبه حالا طور دیگری است پاکستان بر علاوه منطقه در فرا منطقه نیز جای پای دارد .

بعد از خروج نیروهای شوروی،غرب نه تنها افغانستان رافراموش کرد بلکه این فراموشی شامل حال پاکستان نیز شد. رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا در دیدار اخیر خود از پاکستان که در هفته قبل از کنفرانس لندن (که 28 ژانویه) انجام شد، در سخنرانی اش خطاب به افسران نظامی پاکستانی قطع روابط دفاعی میان امریکا وپاکستان دراوایل سالهای ۱۹۹۰را، که دلیل آن آزمایشات اتمی پاکستان بود، “اشتباه بزرگ استراتژیک” توصیف کرد.

پاکستان با حمایت مستقیم ازرژیم طالبان درپی آن بود که بتواند ازطریق افغانستان روابط اقتصادی وتجاری،بخصوص از نظرانرژی، با کشورهای آسیای میانه، ایران ودیگر کشورهای خاورمیانه داشته

 

باشد.

 

 

TRANSLATE
مکث برعمق استراتیژی پاکستان
مکث برعمق استراتیژی پاکستان
آخرین بروزرسانی ( دوشنبه ، 2 فروردين 1389 ، 12:47 )